تبليغاتX
::. به نام صدای گمشده درباد .::

به نام صدای گمشده درباد

: درباره وبلاگ

 

سلام عاشقاي هميشگي...!
من روفراموش نكنيد...
يه دخترتنهاوبي كس وغريب...تواين دنياي پرازفريب...همچنان منتظرقدم هاي آشناترين غريب...بااين همه حيله و فريب...
منتظرنشسته ام...!منتظرآشناترين غريب...!!

*من ميناهستم،16ساله ازمشهد.به خاطرنظرات هم واقعاممنون*


 

: منوی اصلی

 

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
 

 

: نوشته های پیشین

 

تیر 1386
خرداد 1386
بهمن 1385
آبان 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385

 

: پیوندها

 

*تنهاترين تنها*
*كيميافروش*
*آقاحامد*
.:: قالب های رایگان ::.

 

: موسیقی

 


 

: لینک باکس

 

 
 

: طراح قالب

 

قالب های رایگان برای بلاگفا به همراه 400 کد جاوا

 
 
عشق
| +| نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386 توسط *غريبه*  |   |  ارسال به دوستان
 
عشق یعنی...

 

| +| نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 توسط *غريبه*  |   |  ارسال به دوستان
 
                                           

خدايا!
اگرصدهاهزارطومارداشتم
وقلم من شتابي چون تندبادها
وجوهري پايان ناپذير داشت،
بازهم قادربه وصف تونبودم

| +| نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385 توسط *غريبه*  |   |  ارسال به دوستان
 

 

                                    

صدا كن مرا
     صداي تو خوب است
                 صداي توسبزينه ي آن گياه عجيبي است
                                        كه در انتهاي صحبت حزن مي رويد

| +| نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385 توسط *غريبه*  |   |  ارسال به دوستان
 
زندگی چیست؟!

 

بي تومن هيچم پس اگرمي خواهي من نميرم هرگز نمير.زندگي چيست؟خون دل خوردن اولش عشق آخرش مردن

| +| نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385 توسط *غريبه*  |   |  ارسال به دوستان
 
اماپروازخواهم کرد!!!

اي نازنينم...!پروازكردن آسان نيست...!!!
بالي مي خواهد...بالهايم كجاست؟!دركدامين كوچه ي عشق جايش گذاشتم؟!نوري مي بينم...نورازكجاست؟!چراغ دلم رابركدامين ديوارنهادم؟!دستي مي خواهد...گرمايش كجاست؟!دركدامين قلب نهفته است؟!قلبي مي خواهد...صداقتش كجاست؟!دركدامين راه دشواردستش رارهاكردم؟!...راهي مي خواهد...كفش هايم كو؟!تابه دنبالش بروم...دركدامين تله به گيرافتاده؟!تله اي مي خواهد...دركدامين سرنوشت،درزيركدام درخت آن رانهاده اند؟!درختي مي خواهم...كه به آن تكيه كنم،بگويم:اي نازنينم...پرواز كردن آسان نيست!!!

| +| نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385 توسط *غريبه*  |   |  ارسال به دوستان
 
آره بازم منم!!!

                                 

 

سلام!آره منم...همون دخترك تنهاي كوچه ي غربت...هم سفردروغ وهم خونه ي صداقت...همشهري سكوت وهمسايه ي محبت...همون دخترك پرازاحساس و صداقت...
الانم توي اين دنيا ي تاريك و كبود...شدم هم سفريك دل محدود...مي دوني گريه هامو من به هركي نمي دم...خنده هامونشون هيچ كي نمي دم...خدايامهربوني،بخشنده اي...توي دل هرعاشقي تابنده اي...خدايا مي خوام پيشت دعاكنم...دادبزنم،خدا خدا خدا كنم...خدايامي خوام بگم ازهرچي نامرديه...ازهرچي دروغ ودل سنگيه...تاحالا به هركي گفتم منونگام نكرد...مي خوام بگم شايدكه تونگام كني...به هركي گفتم من وباورنكرد...مي خوام بگم شايدتوباورم كني...مي خوام بگم ازاين مردممون...دوستامون،دشمنامون،دلامون...مي خوام بگم دوست ودشمن يكيه...دلامون مثل يه كوه سنگيه...قلبامون تاريكه،سيمانيه...چشمامون غرق نيازوشبنمه...دستامون توحسرت گرماي غمه...دل من بي طاقت،منتظر رسيدنه...قلب من بي تاب ديدنه...خداياروزذيذاركي مي رسه؟!روزانتظاركي به پايان مي رسه؟...يادت باشه پشت اين پنجره...دل منه كه تاابمنتظره...!!!

| +| نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385 توسط *غريبه*  |   |  ارسال به دوستان
 

وقتي كسي توزندگييم،مونس دردم نمي شه...دردم روبه خدامي گم...مثل حالاتاهميشه...

| +| نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385 توسط *غريبه*  |   |  ارسال به دوستان
 

اگربهترين دوستم نيستي،لااقل بهترين دشمنم باش...اگرغمخوارم نيستي لااقل بزرگ ترين غمم باش...هرچي هستي هميشه بهترين باش چون بهترين هاهميشه دريادخواهندماندپس دربدترين خاطره هايم بهترين باش...

| +| نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385 توسط *غريبه*  |   |  ارسال به دوستان
 

هرگزدستي رونگيروقتي قصدشكستن قلبش روداري...هرگزنگوبراي هميشه وقتي مي دوني جدامي شي...هرگزنگودوست دارم وقتي حقيقتابه اون اهميتي نميدي...درباره ياحساسات سخن نگواگه واقعاوجودنداره...هرگزبه چشمي نگاه نكن وقتي قصددروغ گفتن داري...هرگزسلامي نده وقتي مي دوني خدافظي درراهه...هرگزبه كسي نگوتنهااوست وقتي درفكرت به ديگري فكرمي كني...واگركسي رادوست داري به اين آسوني ازدست نده شايدهيچ وقت كسي روبه اين اندازه دوست نداشتي...

| +| نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385 توسط *غريبه*  |   |  ارسال به دوستان
 

                                              

يادته يه روزبهم گفتي،هروقت خواستي گريه كني،بروزيربارون كه نكنه نامردي اشكت روببينه وبهت بخنده؟گفتم اگه بارون نيومدچي؟گفتي اگه چشماي قشنگ توبباره آسمون گريش مي گيره...گفتم:يه خواهش ازت دارم،هروقت آسمون چشمام خواست بباره تنهام نذار...گفتي:به چشم...حالا امروزمن دارم گريه مي كنم اماآسمون نمي باره...تو هم اون دوردوراواستادي وداري بهم مي خندي...!

| +| نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385 توسط *غريبه*  |   |  ارسال به دوستان
 

مرگ داشت بازندگي دردودل مي كرد،بهش گفت توچراواسه همه عزيزي وهمه دوست دارن باتوباشن،امامن واسه هيچ كي ارزش ندارم...
زندگي گفت:چون تويه حقيقتي ومن يه دروغ...

| +| نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385 توسط *غريبه*  |   |  ارسال به دوستان
 

اون كه مي گفت جونش به جونت بنده
حالا داره به گريه هات مي خنده
اون كه مي گفت بدون توميميره
دروغ ميگه دلش جنس كويره
دروغ ميگه توگوش نده به حرفاش
نگو هنوزمي خواي بموني باهاش
خيال نكن بدون اون ميميري
بذاربره،نباشه جون مي گيري

| +| نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385 توسط *غريبه*  |   |  ارسال به دوستان
 

هيچ كس بلدنيست به دلش يادبده كه نشكنه...ولي من به دلم ياددادم حداقل وقتي شكست با لبه ي تيزه شكستش،دسته اوني روكه شكستش نبره...!

| +| نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385 توسط *غريبه*  |   |  ارسال به دوستان
 

بدترين درداين نيست كه عشقت بميره...بدترين درداين نيست كه به اوني كه دلت مي خوادنرسي...بدترين درداين نيست كه عشقت بهت ناروبزنه...بدترين درداينم نيست كه عاشق يكي باشي واون ندونه...درداينه كه يكي بميره اون وقت بدوني دوست داسته...!

| +| نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385 توسط *غريبه*  |   |  ارسال به دوستان
 

ازم پرسيد:"به خاطركي زنده هستي؟"بااين كه دوست داشتم باتمام وجودم دادبزنم:"به خاطرتو"بهش گفتم:"به خاطرهيچ كس!"پرسيد:"پس به خاطرچي زنده هستي؟"با اين كه دلم دادمي زد:"به خاطردل تو"ولي با يه بغض غمگين بهش گفتم:"به خاطرهيچي!"
من ازش پرسيدم:"توبه خاطرچي زنده هستي؟"درحالي كه اشك توچشاش جمع شده بود،گفت:"به خاطركسي كه به خاطرهيچ زندست...!!!"

| +| نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385 توسط *غريبه*  |   |  ارسال به دوستان
 

 

برسرگوري نوشته شده بود:
كودك كه بودم مي خواستم دنياراتغييردهم،بزرگ تركه شدم متوجه شدم كه دنيا خيلي بزرگ است من بايدكشورم راتغييردهم،بعدهاكشورم راهم بزرگ ديدم وتصميم گرفتم شهرم راتغييردهم،درسال خوردگي تصميم گرفتم خانواده ام رامتحول كنم،اينك كه درآستانه ي مرگ هستم مي فهمم كه اگرازروزاول خودم راتغييرداده بودم...شايد...مي توانستم دنياراهم تغييردهم...!!!

| +| نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385 توسط *غريبه*  |   |  ارسال به دوستان
 

يه شب خوب توآسمون،يه ستاره چشمك زنون خنديدوگفت:كنارتم تاآخرش،تاپاي جون.ستاره ي قشنگي بود...آروم و...نازو...مهربون...
ستاره شدعشق من ومنم شدم عاشق اون...امازيادطول نكشيدعشق من وستاره جون!ابره اومدستاره رو دزديدوبردنامهربون...
حالا شبابه ياداون زل مي زنم به آسمون...دلم مي خواد دادبزنم:اين بودقول وقرارمون؟تورفتي وازخودتم نذاشتي حتي يه نشون...

| +| نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1385 توسط *غريبه*  |   |  ارسال به دوستان
 

اشكي كه بي‌صداست پشتي كه بي‌پناست دستي كه بسته است پايي كه خسته است دل را كه عاشق است حرفي كه صادق است شعري كه بي‌بهاست شرمي كه آشناست دارايي من است ارزاني شماست

| +| نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1385 توسط *غريبه*  |   |  ارسال به دوستان
 

زندگي تفسيرسه كلمه است:خنديدن،بخشيدن،فراموش كردن
پس بخند،ببخش،فراموش كن...!

| +| نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1385 توسط *غريبه*  |   |  ارسال به دوستان
 

ديروز در دادگاه دلم مغز من قاضي بود...متهم قلبم بود...عشق من ياد تو بود ...حق من اعدام بود

| +| نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1385 توسط *غريبه*  |   |  ارسال به دوستان
 
تنهایی...

هيچ كس تنهايي ام را حس نكرد لحظه هاي ويرانم را حس نكرد تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست تنهايي را دوست دارم زيرا تجربه كردم تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست تنهايي را دوست دارم زيرا ....

| +| نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1385 توسط *غريبه*  |   |  ارسال به دوستان
 

شكسپير:اگر كسي را دوست داري رهايش كن سوي تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول براي تو نبوده

| +| نوشته شده در  جمعه سی ام تیر 1385 توسط *غريبه*  |   |  ارسال به دوستان
 

ازم پرسيدي من روبيشتردوست داري يازندگيت رو؟گفتم زندگيم رو...
رفتي ونفهميدي كه توهمه ي زندگي من هستي...!

| +| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385 توسط *غريبه*  |   |  ارسال به دوستان
 
                                    

اگرديدي برگي ازدرخت افتاد،بدون اشكي هم سرازيرشده...ديدي دلي گرفته،بدون فصل دلش پاييزشده...ابري تو آسمون صدايي كرد...بادي وزيدن گرفت...قطره اشكي به زمين افتاد...خاك معطرشد،دل آرام شد...باران باريدن گرفت...درخت دل توفان زده شد...

| +| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385 توسط *غريبه*  |   |  ارسال به دوستان
 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سر كلاس رياضي بود كه استاد دو خط موازي كشيد رو تخته. خط پاييني نگاهي به خط بالايي كرد تو دلش عاشقش شد. خط بالايي هم نگاهي به خط پاييني كرد تو دلش عاشقش شد. در همين هنگام بود كه استاد داد زد: دو خط موازي هيچ وقت به هم نمي رسن!!

| +| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385 توسط *غريبه*  |   |  ارسال به دوستان
 
عشق...غرور...دروغ...!

كاشكي خدا 3 چيزرو نمي آفريد:
1)عشق      2)غرور    3)دروغ
چون ديگه انسان بخاطرعشق ازروي غرور،دروغ نمي گفت!!!

 

| +| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385 توسط *غريبه*  |   |  ارسال به دوستان
 

اي كاش به دل كسي پا نمي گذاشتيم و كسي به دلمون پا نمي گذاشت . اي كاش اگر كسي به دلمون پا گذاشت ديگه دلمون رو تنها نمي ذاشت.اي كاش اگه يه روز دلمون رو تنها گذاشت رد پا هاشو روي دلمون جا نمي گذاشت.

| +| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385 توسط *غريبه*  |   |  ارسال به دوستان
 

اي كاش همان لحظه كه تقديم تو شد، هستي من ميسپردم كه مواظب باش جنس اين جام بلور است پر از عشق و غرور... مبادا بازيچه شود.... ميشكند ....ميشكند

| +| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385 توسط *غريبه*  |   |  ارسال به دوستان
 
دوستای خوب...

دوستاي خوب مثل ستاره هامي مونن.حتي وقتي نمي بينيمشون،خيالمون راحته كه سرجاشون هستن...!!!

| +| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385 توسط *غريبه*  |   |  ارسال به دوستان
 


This Template Designed By  Mahdi-K
All Rights Reserved

Erorr in Your Internet Explorer !!!

Music Weblog